فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 48
صوفي از پرتو مي راز نهاني دانست ، گوهر هر کس از اين لعل تواني دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس ، که نه هر کو ورقي خواند معاني دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده ، بجز از عشق تو باقي همه فاني دانست آن شد اکنون که ز ابناي عوام انديشم ، محتسب نيز در اين عيش نهاني دانست دلبر آسايش ما مصلحت وقت نديد ، ور نه از جانب ما دل نگراني دانست سنگ و گل را کند از يمن نظر لعل و عقيق ، هر که قدر نفس باد يماني دانست اي که از دفتر عقل آيت عشق آموزي ، ترسم اين نکته به تحقيق نداني دانست مي بياور که ننازد به گل باغ جهان ، هر که غارتگري باد خزاني دانست
حافظ اين گوهر منظوم که از طبع انگيخت
،
ز اثر تربيت آصف ثاني دانست
تعبیر:
هر کسی نمی تواند حاجت تو را براورده کند. فقط خداوند است که همه ی نیازمندان به او روی می آورند. عقل و ایمان تو را در رسیدن به مقصد کمک خواهند کرد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 55
خم زلف تو دام کفر و دين است ، ز کارستان او يک شمه اين است جمالت معجز حسن است ليکن ، حديث غمزه ات سحر مبين است ز چشم شوخ تو جان کي توان برد ، که دايم با کمان اندر کمين است بر آن چشم سيه صد آفرين باد ، که در عاشق کشي سحرآفرين است عجب علميست علم هيات عشق ، که چرخ هشتمش هفتم زمين است تو پنداري که بدگو رفت و جان برد ، حسابش با کرام الکاتبين است
مشو حافظ ز کيد زلفش ايمن
،
که دل برد و کنون دربند دين است
تعبیر:
در راه رسیدن به مقصود دچار گرفتاری و مشکلات شده ای. از مکر و حیله ی دشمن در امان نباش زیرا به موقعیت تو حسادت می ورزد. با کمی درایت و توکل بر خدا می توانی به مقصود خود نائل شوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 352
روزگاري شد که در ميخانه خدمت مي کنم ، در لباس فقر کار اهل دولت مي کنم تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام ، در کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن ، در حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم با صبا افتان و خيزان مي روم تا کوي دوست ، و از رفيقان ره استمداد همت مي کنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين ، لطف ها کردي بتا تخفيف زحمت مي کنم زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ، ياد دار اي دل که چندينت نصيحت مي کنم ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش ، زين دليري ها که من در کنج خلوت مي کنم
حافظم در مجلسي دردي کشم در محفلي
،
بنگر اين شوخي که چون با خلق صنعت مي کنم
تعبیر:
مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 387
شاه شمشادقدان خسرو شيرين دهنان ، که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت ، گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان تا کي از سيم و زرت کيسه تهي خواهد بود ، بنده من شو و برخور ز همه سيمتنان کمتر از ذره نه اي پست مشو مهر بورز ، تا به خلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان بر جهان تکيه مکن ور قدحي مي داري ، شادي زهره جبينان خور و نازک بدنان پير پيمانه کش من که روانش خوش باد ، گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل ، مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم ، که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان
گفت حافظ من و تو محرم اين راز نه ايم
،
از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان
تعبیر:
بهتر است به آنچه داری قناعت کنی و عزت نفس خود را فدای آرزوهای خام نکنی. دوستان و اطرافیان خود را بهتر بشناس تا دچار دردسر نشوی. دنیا را به شادی و سرور بگذران و غم بیهوده را رها کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 203
سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود ، رونق ميکده از درس و دعاي ما بود نيکي پير مغان بين که چو ما بدمستان ، هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود دفتر دانش ما جمله بشوييد به مي ، که فلک ديدم و در قصد دل دانا بود از بتان آن طلب ار حسن شناسي اي دل ، کاين کسي گفت که در علم نظر بينا بود دل چو پرگار به هر سو دوراني مي کرد ، و اندر آن دايره سرگشته پابرجا بود مطرب از درد محبت عملي مي پرداخت ، که حکيمان جهان را مژه خون پالا بود مي شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوي ، بر سرم سايه آن سرو سهي بالا بود پير گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان ، رخصت خبث نداد ار نه حکايت ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد
،
کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود
تعبیر:
از اشتباهات گذشته پند بگیر. هر شکستی مقدمه ی پیروزی است. عقل و دانش تنها کافی نیست، بلکه تجربه و ایمان هم لازمه ی کار است. با توکل به خدا در کارها کوشش کن تا به هدف برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 268
گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس ، زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس من و همصحبتي اهل ريا دورم باد ، از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل مي بخشند ، ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين ، کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ، گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم ، دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خويش خدا را به بهشتم مفرست ، که سر کوي تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافيست
،
طبع چون آب و غزل هاي روان ما را بس
تعبیر:
بیهوده زندگی خود را در طلب آرزوهای نا ممکن به مخاطره نینداز. مراقب دوستان ریا کار و حیله گر خود باش تا تو را با وعده های تو خالی نفریبند. به خدا توکل کن و به آنچه داری قانع باش. واقعیات زندگی را درک کن تا به آرامش برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 299
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاک ، از آن گناه که نفعي رسد به غير چه باک برو به هر چه تو داري بخور دريغ مخور ، که بي دريغ زند روزگار تيغ هلاک به خاک پاي تو اي سرو نازپرور من ، که روز واقعه پا وامگيرم از سر خاک چه دوزخي چه بهشتي چه آدمي چه پري ، به مذهب همه کفر طريقت است امساک مهندس فلکي راه دير شش جهتي ، چنان ببست که ره نيست زير دير مغاک فريب دختر رز طرفه مي زند ره عقل ، مباد تا به قيامت خراب طارم تاک
به راه ميکده حافظ خوش از جهان رفتي
،
دعاي اهل دلت باد مونس دل پاک
تعبیر:
در زندگی، تکرو و منزوی نباش. در زندگی اجتماعی به وجود دوستان و همراهان نیاز خواهی داشت. به دیگران کمک کن تا در صورت نیاز به یاری تو بشتابند. از زندگی لذت ببر و خود را گرفتار غم های بیهوده نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 121
هر آن کو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ، سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عقل است ، کسي آن آستان بوسد که جان در آستين دارد دهان تنگ شيرينش مگر ملک سليمان است ، که نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد لب لعل و خط مشکين چو آنش هست و اينش هست ، بنازم دلبر خود را که حسنش آن و اين دارد به خواري منگر اي منعم ضعيفان و نحيفان را ، که صدر مجلس عشرت گداي رهنشين دارد چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان ، که دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد بلاگردان جان و تن دعاي مستمندان است ، که بيند خير از آن خرمن که ننگ از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزي بگو با آن شه خوبان ، که صد جمشيد و کيخسرو غلام کمترين دارد
و گر گويد نمي خواهم چو حافظ عاشق مفلس
،
بگوييدش که سلطاني گدايي همنشين دارد
تعبیر:
آن کسی می تواند راحت و آسوده زندگی کند که تکبر و ریا را از خود دور کند و دیگران را تحقیر نکند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد. به دنبال هر راحتی، سختی و مشکلاتی به همراه است. باید عاقبت اندیش بوده و به فکر فردای خود باشی. با دوستان و آشنایان به مهربانی رفتار کن تا در سختی ها به تو کمک کنند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 234
چو آفتاب مي از مشرق پياله برآيد ، ز باغ عارض ساقي هزار لاله برآيد نسيم در سر گل بشکند کلاله سنبل ، چو از ميان چمن بوي آن کلاله برآيد حکايت شب هجران نه آن حکايت حاليست ، که شمه اي ز بيانش به صد رساله برآيد ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت ، که بي ملالت صد غصه يک نواله برآيد به سعي خود نتوان برد پي به گوهر مقصود ، خيال باشد کاين کار بي حواله برآيد گرت چو نوح نبي صبر هست در غم طوفان ، بلا بگردد و کام هزارساله برآيد
نسيم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ
،
ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآيد
تعبیر:
صبر و تحمل سختی ها، تو را به آرزویت خواهد رساند. به زودی به هدف خود خواهی رسید. فقط کمی صبر کن و به خداوند توکل کن و از دوستان مشفق و با تجربه کمک بگیر.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 360
گر از اين منزل ويران به سوي خانه روم ، دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم ، نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوک ، به در صومعه با بربط و پيمانه روم آشنايان ره عشق گرم خون بخورند ، ناکسم گر به شکايت سوي بيگانه روم بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار ، چند و چند از پي کام دل ديوانه روم گر ببينم خم ابروي چو محرابش باز ، سجده شکر کنم و از پي شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولاي وزير
،
سرخوش از ميکده با دوست به کاشانه روم
تعبیر:
اگر از گرفتاری های زندگی خلاص شدی بهتر است که از آنجا تجربه بیندوزی و عاقلانه رفتار کنی. در کارها زود تصمیم نگیر و عاقبت اندیش باش. از تجربیات خود و دیگران به نحو احسن استفاده کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 29 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 6
به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را ، که به شکر پادشاهي ز نظر مران گدا را ز رقيب ديوسيرت به خداي خود پناهم ، مگر آن شهاب ثاقب مددي دهد خدا را مژه سياهت ار کرد به خون ما اشارت ، ز فريب او بينديش و غلط مکن نگارا دل عالمي بسوزي چو عذار برفروزي ، تو از اين چه سود داري که نمي کني مدارا همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي ، به پيام آشنايان بنوازد آشنا را چه قيامت است جانا که به عاشقان نمودي ، دل و جان فداي رويت بنما عذار ما را
به خدا که جرعه اي ده تو به حافظ سحرخيز
،
که دعاي صبحگاهي اثري کند شما را
تعبیر:
هرکس به اندازه سعی خود به نتیجه دست می یابد و تو نیز هر چه تلاش بیشتری به خرج دهی توفیق بیشتری کسب خواهی کرد چنانکه بهشت را جز به سعی و تلاش نمی دهند.